|
๑۩۞۩๑ایران.. سرزمین آریایی๑۩۞۩๑
|
||
|
๑۩۞۩๑.:شام مهتاب:. ๑۩۞۩๑ |

نوروز یکی از کهنترین جشنهای به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن میگیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب میشود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.
مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ خود، ۲۱ ماه مارس را بهعنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی بهرسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن میگیرند توصیف شدهاست
پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیدهبود
چهارشنبهسوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز آخر سال به نام پنج روز پنجه است. این جشن برگرفته از آیین زرتشتی است که ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال، آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار میکنند.[۱]
در گاهشمار زرتشتیان یک سال شامل ۳۶۵ روز یا ۱۲ ماه است که هر کدام دقیقاً ۳۰ روز بوده و ۵ روز انتهایی سال جدا از ماهها بهحساب میآمده و «پنجه» نامیدهمیشود که البته در هر ۴ سال یک بار ۶ روز میشود. در این گاهشمار روزی به عنوان چهارشنبه و به طورکلی ۷ روز هفته وجود ندارد بلکه ۳۰ روز ماه و ۵ روز انتهای سال هرکدام با نام خاصی نامگذاری میشود.[۲] ایرانیان قبل حمله تازیان این ۵ روز آخر سال را با روشن کردن آتش جشن میگرفتند و بر این اعتقاد بودند که در این ۵ روز ارواح درگذشتگان به زمین سفر میکنند و با همراه خانوادههایشان و برای آنها برکت، دوستی و پاکی در سال آینده طلب خواهندکرد ولی بعد از حمله تازیان به دلیل مخالفتهای آن روزگار در برپایی این مراسم ایرانیان روز چهارشنبه را که نزد اعراب نحس بوده را انتخاب کردند و آتش افروزی در این روز را با نحسی آن روز توجیه کردند.[۳]
در شاهنامه فردوسی اشارههایی درباره بزم چهارشنبهای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شدهاست.[۴]
واژه «چهارشنبهسوری» از دو واژه چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفتهاست و سوری که به معنی سرخ است ساخته شدهاست. آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته میشود[۵] که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن میکنند و از آن میپرند آغاز میشود و در زمان پریدن میخوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاکسازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد.[۶] به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبهسوری جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و مسلمان، ارمنیها، ترکها، کردها و زرتشتیها رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.
امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آنها زیاد است، آتشبازی و انفجار ترقهها و فشفشهها نیز متداول است.[۷] در سالهای اخیر، رسانههای ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی ناشی از این مواد نشان میدهند.[۸]
البته مراسمی که امروزه برپا میشود به طوری کلی متفاوت با آن روزگار است چون از نظر زرتشتیان آتش نماد مقدسی است و پریدن از روی آن به نوعی بیاحترامی به آن نماد تلقی میشود.[۹] جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار و تازه شدن طبیعت است.

تخت جمشید
.jpg)
.jpg)
بنای تخت جمشید در حدود سال 518 پیش از میلاد به فرمان داریوش هخامنشی آغاز شد.
.jpg)
.jpg)
منبع:http://khakzad.com
زنان ايرانى در طول سال روز 29 بهمن را به خود اختصاص داده اند. قرنها پيش كه شايد در بسيارى از قسمت هاى كره خاكى كه حالا از متمدنها و يا مراکز ديني بهشمار میآیند بىقانونى بيداد مى كرد ايرانيان حتى روزهايشان نيز نامى و جشنى داشت. هر سال درين روز زنان ايرانى از كار روزانه دست مى كشيدند و اين مردان بودند كه يك روز در سال نقش زنان را ايفا مى كردند.ساليان سال پس از آن كه اسلام ظهور كرد و گسترش پيدا كرد باز اين ايرانيان بودند كه اين روز را گرامى مى داشتند.
روز زن در ايران باستان:
از گذشتگان دور روز زن را در اسفندگان (پنجم اسفند) برگزار مى كردند. اين روز سپندارمزد ناميده مىشود كه نام فرشته نگهبان زمين است، از آنجايى كه زمين همانند زنان بارورى دارد، اين جشن براى گراميداشت زنان نيكوكار برگزار مى شود. برگزارى مراسم جشن و سرور در اين روز ضرورى است. در اين روز براساس سنت باستانى بانوان با پوشيدن لباس هاى نو، مورد تكريم قرار مى گيرند، مادران از فرزندان خود و زنان از مردان پيشكشهايى دريافت مى كنند و زنان نيكوكار، پاكدامن، پرهيزگار و مادرانی که فرزندان درستکار تربیت نمودهاند مورد تشويق قرار مى گيرند.
در سفره اين جشن جامى از شير و تخم مرغ كه نشانه ماه بهمن است قرار دارد. به جز آنها ميوه هاى فصل به ويژه انار و سيب، شاخه هاى گل، شربت و شيرينى، برگ هاى خشك آويشن با دانه هايى از سنجد و بادام در چهار گوشه سفره قرار مى دهند و مواد خوشبو و كندر بر روى آتش مى گذارند و مقدار كمى از هفت گونه حبوبات و دانه ها كه در جشن مهرگان براى سفارش كاشتن در آن فصل در سفره جشن مهرگان قرار داده اند مىگذارند.
اسفندگان از جمله جشنهاى ماهيانه اى است كه اطلاع دقيقى از گذشته برپايى آن نوشته نشده است. اما بنابر گفته ابوريحان بيرونى (که در نقشی همانند فردوسی بزرگ زنده کننده جشنها و مراسم ایران باستان بود) در ايران قديم جشنى با نام مزدگيران يا مردگيران در بين مردم رواج داشته است. از ويژگىهاى اين جشن كه زمان برگزارى آن 5 روز نخست ماه اسفند بوده، استراحت كامل زنان از كار و تلاش و كوشش و فرمانبردارى كامل مردان از زنان بوده است. در اين چند روز به پاس تلاش يك ساله زنان، مردان وظايف ايشان را بر دوش گرفته و با اين كار، فعاليتهاى يك زن را تجربه مىكردند و در عين حال در اين روز هديه دادن به زن خانه از آداب و رسوم اصلى اين جشن به شمار رفته است.
اين جشن به نام «سپنته آرمئى تى» نماد از خودگذشتگى، فروتنى و مهر بىپايان شناخته شده است. واژه سپندارمزد در اوستا به معنى فروتنى و بردبارى است. «سپنته آرمئى تى» يا سپندارمز يا اسفند امروزین، نام چهارمين امشاسپند و نام پنجمين روز هر ماه است كه به خاطر داشتن صفت پاك و ارزشمند فرشته نگهبان زمين نام گرفته است. در نوشتههای آيين ايرانيان باستان آمده است: سپنته آرمئى تى، فروزهاى (نوری) است با ويژگىهاى زنانه و مادرانه يعنى مهر و عشق بىپايان، ايمان و پارسایی، تواضع و فروتنى، پاکی و راست کرداری.
طبق سالنامه زرتشتى، روز اسفند از ماه اسفند يعنى پنجمين روز از اين ماه (5 اسفند) و بنابر تقويم امروزى (هجري خورشيدي) 29 بهمن ماه روز سپاسدارى از جايگاه زنان و مادران است.
علت تفاوت این جشن در دو سالنامه ایرانی چیست؟
مي دانيم كه سال خورشيدي 365 روز و حدود شش ساعت است. در ایران باستان هر سال ایراني، دوازده ماه و هر ماه سي روز بوده است. پنج روز آخر را پس از سيام اسفند، اندرگاه يا پنجه دزيده يا وهيگك يا وهيجك مينامیدند. هر چهار سال، اين كسرها را نیز يك روز حساب كرده و بعد از پنجه به نام اَوَرداد يا روز افزوده ميناميدند. اما پس از اسلام و دگرگونی تقویم سالیانه به هجری شمسی، گاهنامه اوستايي اصلاح شد تا تكليف پنجه يا پنج روز اضافي را روشن كنند، بدین ترتیب که شش ماه آغاز سال را سي و يك روزه و پنج ماه دوم از مهر تا اسفند را سي روزه بهشمار آورده، اسفند را بيست و نه روز و هر چهار سال يك بارآنرا نيز سي روزه شماره كردند.
اين تغييرات كه حاصل سي و يك روز به شمار آوردن شش ماه آغاز سال است باعث شد كه جشن اسپندگان شش روز با آن چيزي كه پيش از آن بوده تفاوت پيدا كند، كه امروزه بنا به گاهنامهي اصلاح شدهي خورشيدي 29 بهمن و بنابه تقويم اوستايي كه به وسيله ي زرتشتيان نگه داري ميشود،5 اسفند ماه برگزار مي شود.
روز اسفندگان متعلق به همه ايرانيان است از هر قوم و از هر مذهب. اين روز را (29 بهمن) را ميتوان روز عشق و دوستي ناميد که تقريبا برابر و بسیار بهتر از روز ولنتاين بيگانگان مي باشد که در حال رسوخ به فرهنگ ناب ایرانی و اسلامی ما میباشد.
|
|