دیگه الان همه داستان والتاین که سرگذشت یک کشیش بنام "سنت والنتاین" هست رو همه میدونند و اگه کسی چیزی در موردش نمیدونه میتونه ازطریق جستجو در وب اطلاعات مورد نظرش رو در این باره بدست بیاره که این کار 2 تا ویژگی داره
اول اینکه بعد از خوندن سایت ها و وبلاگ ها مختلف میتونه بطور کامل از سرگذشت ولنتاین اطلاع پیدا کنه.
دوم اینکه کم کم متوجه وقوع یک فاجعه در فرهنگ ایران و ایرانی میشه که من میخوام این رو مورد بررسی قرار بدم.
از قدیم گفتن "عیسی به دین خودش موسی به دین خودش" جز در مواقع خاص ! یعنی چی ؟
یک مثال واضح میزنم
ایران و ایرانیان هیچ نقشی در به وجود آمدن برق، تلویزیون، تلفن و ... نداشته اند ولی از اون استفاده میکنند بنابراین اگر روزی را بعنوان روز جهانی تلویزیون معرفی میکنند بدون چون و چرا باید از اون پیروی کنند اما بعضی مسائل مختص به هیچ جایی نیست و فقط در حوزه فرهنگ خلاصه میشه مثلا روز کارگر، روز پرستار، روز پدر، روز مادر و ... مگه توی ایران کارگر زحمتکش کم داریم ؟ پرستار پدر و مادر چطور؟
فرض کنین روز پدر رو مصادف با جشن تولد شخصی بنام جرج واشنگتن قرار بدیم که در فرهنگ آمریکا و امریکایی از اون بعنوان بهترین پدر یاد میشه آنهم بدلیل اینکه عرق خور توپی بوده ! سرخپوست ها رو منقرض کرده و کشور امریکا رو مسقل کرده!! در یک کلام این موضوع چه ربطی به من ایرانی داره !
اولا عرق خوردن در دین اسلام مجاز نیست
دوما در فرهنگ ایرانی کشتن و نابود کردن افتخار که نیست، ننگ هم هست.
اگر ما در فرهنگ خودمون پدری که مناسب با معیارهای ما باشه رو نداشتیم آنوقت میتونستیم به آقای جرج واشنگتن افتخار کنیم ! و هر سال یواشکی برای پدرمون یک بطر عرق بخریم که اونهم اجازه خوردنشو نداشت !
امیدوارم متوجه ارتباط بین جغرافیا و فرهنگ شده باشید.
روز عشق و عاشقی هم از این قائده مستثنی نیست و این در حالی هست که اگر نگاهی دقیق به فرهنگ و تاریخ کهن ایرانی بندازیم میبینیم که بیست قرن پیش از میلاد ! روزی با نام "سپندار مذگان" یا "اسفندار مذگان" که موسوم به روز عشق بوده است.
فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان روز عشق به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی "بهترین راستی و پاکی" که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی "شاهی و فرمانروایی آرمانی" که خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندارمذ لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می دهد.
به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندارمذگان را بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت و که در ماه مهر، "مهرگان" لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندارمذ یا اسفندارمذ نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندارمذ نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند.
سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می کردند.
نکه جالب اینکه والنتاین مصادف است با 26 بهمن (14 فوریه) و "سپندارمذگان" یا "اسفندارمذگان" مصادف است با 29 بهمن ! یعنی 3 روز اختلاف روی تقویم اما بالغ بر 22 قرن تفاوت و قدمت در تاریخ !
به نظر شما ارزش این رو داره که فرهنگ خودمون رو با فرهنگ بیگانه تاخت بزنیم ؟ شما کدام یک رو انتخاب میکنی ؟ 22 قرن سابقه و قدمت رو به 3 روز میفروشی ؟
+ نوشته شده توسط فرزاد-ع در دوشنبه 23 بهمن1385 و ساعت
2:59 بعد از ظهر |